درباره من
در فرداي آزادي روزي؛ در نيمروز بزرگ؛ تمام سياهي و جهل ها را خواهيم زدود.
آمار و اطلاعات
کتابهای آپلود کرده:
0
تعداد دیدگاهها:
22
سن کتابناکی:
16 سال و 9 ماه و 3 هفته و 3 روز
مکان:
نامشخص
کتابی آپلود نشده
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
پس از گذشت چند سال، موجود چهارچهرة خسته و فرسودهای پیشآمد، خود را به کتابدار جزء معرفی کرد و با لحن نومیدانهای گفت: سرانجامستارهای را که دربارة آن پرسوجو میشد یافتم. اما از تصور آن کاملاً درحیرتم که چرا این ستاره موجب برانگیختن چنین علاقهای شده است. زیراآننیز مشابه بسیاری از ستارگان است که در همین کهکشان وجود دارند.ستارهای در اندازه و درجه حرارت متوسط که با اجرام بسیار کوچکتری بهنام «سیاره» احاطه شده است.
و ادامه داد: پس از بررسی دقیق متوجه شدم که حداقل برخی از سیارهها دارایزوائدی انگلی هستند که گمان میکنم این چیزی که دربارة آن پرسوجومیشود باید یکی از آنها باشد.
در این هنگام دکتر تادیوس با حالتی برآشفته و خشمآلود فریاد زد: چرا. آهآخر چرا، پروردگار این را تاکنون از ما ساکنان بیچاره و مفلوک زمین پنهانکرده بود که این تنها ما نبودیم که او را در آفرینش آسمانها تشویق و ترغیبکرده میستودیم. من در سراسر عمر دراز خود با جدیت و تلاش پیگیر و ازروی اخلاص به او خدمت کردم، با این باور که خدمتم را در نظر دارد و باسعادت و نعمت ابدی پاداشم میدهد. و اکنون چنین پیداست که او حتی ازوجودم نیز باخبر نبوده است. تو میگویی که من موجود ذرهبینی ناچیزی درمجموعة سیصدمیلیارد ستارهای هستم که خود آن تنها یکی از صدها میلیونچنین مجموعهیی است. نه... دیگر بس است. نمیتوانم این وضع را تحملکنم. پرستش پروردگار بیش از این برایم ممکن نیست.
نگهبان گفت: پس اکنون میتوانی به جای دیگری بروی.
در این هنگام متألة رانده شده با هیجان و چهرهای خسته و رنگباخته ازخواب بیدار شد و زیرلب غرید: ببین، قدرت شیطان حتی در تخیل ما بههنگامخواب نیز وحشتناک و ترسآور است.
در چرا مسیحی نیستم
· 13 سال پیش
1 نفر
کتابدار جزء گفت: بسیار خوب، گمان میکنم سر فرصت بشود اطلاعاتی به دست آورد. اما از آنجا که صدها میلیون کهکشان وجود دارد وهر یک نیز پروندهای مخصوص بهخود دارد که شامل مجلدات متعدد است، زمان درازی طول خواهد کشید تا بتوان مجلد مورد نظر را پیدا کرد. خوب،حالا به من بگویید این کدام کهکشان است که این ملکول عجیب آرزومندیافتن آن است؟
دکتر تادیوس تحقیرشده با صدایی لرزان و توأم با تردید پاسخ داد: این کهکشانی است که آن را «راه شیری» مینامند.
کتابدار جزء گفت: بسیار خوب، سعی میکنم آن را پیدا کنم.
سههفته بعد، کتابدار جزء بازگشت و توضیح داد که برگ نمایة فوقالعادهکارآمدی در بخش کهکشانهای کتابخانه آنها را قادر ساخته است تاموقعیت کهکشان مورد نظر را به شمارة QX321-762 تعیین کنند. و گفت کهآنها با بهکارگیری همة پنجهزار کارمند بخش کهکشانها این بررسی را انجامدادهاند، و افزود: شاید شما بخواهی با خود کارمندی که متخصص ویژةکهکشان مورد نظر است، دیداری داشته باشی، اینطور نیست؟
و در پی این سخن به دنبال کارمند موبوطه فرستاد و معلوم شد که او نیزموجود غریبی است هشت چهره با یک چشم در وسط هر یک از آنها و یکدهان در یکی از چهرهها. او از اینکه خود را از این منطقة درخشان و نورانی وبهدور از قفسة متروک تاریکش میدید شگفتزده و مبهوت شده بود، خود راجمع کرده، بر اعصابش مسلط شد و با حالتی تقریباً خجولانه پرسید: دربارةکهکشان من چه میخواهی بدانی؟
دکتر تادیوس لب به سخن گشود و گفت: آنچه میخواهم بدانم دربارةمنظومة شمسی است، تودهای از اجرام آسمانی که بهدور یکی از ستارگانی کهدر کهکشان توست میچرخد، و ستارهای که این اجرام به دور آن میچرخند،«خورشید» نام دارد.
ـ پوف!
کتابدار کهکشان راه شیری با پوزخندی گفت: پیداکرن خودِ کهکشان راهشیری بهقدر کافی مشکل بود، چه برسد به یافتن ستارهای در آن که کار بسیاردشوارتری است. زیرا تا آنجا که من میدانم حدود سیصد میلیارد ستاره دراین کهکشان هست که من بهشخصه نسبت به آنها آگاهی ندارم تا بتوانم یکیرا از دیگری بازشناسم. با اینهمه، به یاد دارم که وقتی بنا به تقاضای مسؤولانکتابخانه فهرستی از تمام این سیصد میلیارد ستاره تهیه شد، که گمان میکنمهنوز در بایگانی راکد در زیرزمین کتابخانه موجود است. اگر فکر میکنیواقعاً لازم است آنرا پیدا کنیم و ارزش زحمت آن را خواهد داشت، از جایدیگری کمک ویژهای بگیرم و دنبال این ستارة خاص بگردیم، شاید پیدا شود.
چون تقاضا شده بود و دکتر تادیوس هم ناراحت و اندوهگین به نظرمیرسید، موافقت شد که کار جستوجو برای یافتن منظومة شمسی دنبالشود. زیرا عاقلانهترین کار همین بود.
در چرا مسیحی نیستم
· 13 سال پیش
1 نفر
[b]کابوس مرد خدا[/b]
[url=http://www.dibache.com/text.asp?cat=3&id=147]متن لینک[/url]
دکتر تادیوس، متألة نامی خواب دید مرده و راهی بهشت است. مطالعاتشاو را آمادة این سفر کرده بود و در یافتن مسیری که او را به مقصد برساند هیچمشکلی نداشت. به بهشت که رسید در زد و با گشودهشدن در با وارسی دقیقیکه انتظارش را نداشت روبهرو شد. از نگهبان اجازة ورود خواست و درمعرفی خود گفت: انسان شریف و متدینی هستم، مرد خدا و همة زندگیام راوقف حمد و سپاس و جلال و جبروت خداوندی کردهام.
نگهبان با تعجب گفت: انسان! انسان دیگر چیست؟ و چهگونه موجودِمضحکی چون تو میتواند کمکی به جلال و جبروت خداوند کند؟
دکتر تادیوس مات و مبهوت پرسید: یقیناً تو از وجود انسان بیخبرنیستی. تو باید بدانی که انسان، اشرف مخلوقات و برترین آفریدة خالق یگانهاست.
نگهبان گفت: در این مورد متأسفم که احساسات تو را جریحهدار میکنم.اما آنچه تو میگویی موضوع جالب و سرگرمکنندهای برای من است. منتردید دارم که هرگز کسی در اینجا دربارة آنچه تو انسانش مینامی چیزیشنیده باشد. به هر حال از آنجا که نگران و افسردهات میبینم، بهتو اینفرصت را میدهم که با کتابدار ما صحبت کنی و نظر او را هم بخواهی.
در این هنگام کتابدار، موجودی گویمانند با هزار چشم و یک دماغ، درآستانة در ظاهر شد و چندتایی از چشمان خود را به دکتر تادیوس دوخت و ازنگهبان پرسید: این چیست؟
نگهبان پاسخ داد: این میگوید یکی از انواع است که «انسان» نامیدهمیشود و در جایی به نام «زمین» زندگی میکند، و تصورات عجیب و غریبیدارد مبنی بر اینکه آفریدگار علاقة خاصی به این مکان و این گونه دارد. منگمان کردم شاید تو بتوانی او را از اشتباه درآوری و راهنماییاش کنی.
کتابدار با مهربانی به متأله گفت: شاید بتوانی به من بگویی اینجایی کهآنرا «زمین» مینامی کجاست؟
متأله گفت: اوه، بخشی از منظومة شمسی است.
کتابدار پرسید: و منظومة شمسی چیست؟
متأله گفت: اوه...
و در حالی که نگران و معذب به نظر میرسید ادامه داد: زمینة کار منمعرفتِ دینی و دانش مقدس و قابل احترامی است. اما پرسشی که تو مطرحمیکنی متعلق به حوزة شناختِ غیردینی و کفرآمیز است. به هر تقدیر، منبهحد کافی از دوستان اخترشناسم آموختهام که بتوانم به شما بگویم کهمنظومة شمسی بخشی از ]کهکشان[ راه شیری است.
کتابدار پرسید: اوه، راه شیری یکی از کهکشانهاست. یکی از آن صدهامیلیون کهکشانی که شنیدهام وجود دارد.
کتابدار با حالت استهزاآمیزی گفت: بسیار خوب، بسیار خوب، و توانتظار داری که من یکی از آنهمه را به خاطر بیاورم؟ اما من به یاد دارم کهچیزی شبیه به «کهکشان» قبلاً شنیدهام. در حقیقت، من مطمئن هستم که یکیاز کتابداران جزء ما باید در این زمینه تخصص داشته باشد. بگذار دنبال اوبفرستم. شاید او بتواند به ما کمک کند.
پس از زماني كوتاهي كتابدار جزء بخش كهكشانها حضور خود رااعلام كرد. در شكل و هيأت، او موجود غريبِ دوازده چهرهاي بود. كاملاًمعلوم بود كه زماني سطح او درخشان و نوراني بوده است، اما غبارِ دوران براثر نگاهدارياش در بايگاني، چهرة او را تيره و كدر كرده بود. كتابدار به اوتوضيح داد كه دكتر تاديوس در تلاش براي توجيه اصل و خاستگاه خود ازكهكشاني نام برده است بهاين اميد كه شايد اطلاعاتي از بخش كهكشانهاي كتابخانه دربارة كهكشاني كه به آن تعلق دارد، بهدست آورد.
در چرا مسیحی نیستم
· 13 سال پیش
1 نفر
[quote]مواردی وجودداشته که این نظریه نتوانسته جوابی به انهابدهد ماهی زنده ای پیدا شده بنام Coelacanth متعلق بهمیلیونها سال پیش است واز آن زمان بدون تغییرمانده نظریه داروین در جواب آنکه چرا این جانوردر طی میلیونهاسال تغییری نداشته[/quote]
انها حتی نمیتوانند ازاین یک داستان سر راست بدست بیاورند کریشنیست(خلقت گرا) بارها ادعا میکنند که coelacanths "پایدار و تغییر ناپذیر " هستندامابعد برگشتن واشاره کردندبه تفاوت های بسیار عظیم بین ان چیزی که مااز coelacanths ثبت شده درفسیل میدانم با انهای که درفرم های مدرن هستندانها در محیط های مختلف باتقاوت های فیزیولوژی قابل ملاحضه ای زندگی میکردند[url=http://scienceblogs.com/pharyngula/2007/03/coelacanth_evolution.php]COELACANTH_EVOLUTION[/url] در جای دیگر امده که:پس از اغاز شدن گونه انها, انها " خیلی کم"تغییرکردنداینکه چراتغییر در این جانور خیلی کم بوده خوب زمانی که شرایط زیستی محیط در حالت ایستا و ثابت قرار داشته باشد این باعث میشودکه ارگانیسم ها را درمسیر یکنواخت خودش قرار دهد.یعنی تغییر نکردن ان به دلیل فراهم نبودن شرایط محیط برای جهش و همچنین سازگاری وی بامحیط بایددرنظر گرفت
[quote]فقطگفته شده که ممکنه این وسطیکحلقه مفقوده ای وجودداشته باشه کهبتونه این فاصله روپرکنه حالا کیقرارهحلقه پیدابشه فرگشت انواع داروین یک اصل اثبات شده علمی نیستفقطفرضیه اثبات نشده علمی است[/quote]
دردیدگاه پیشین کاملا توضیح دادم یک نمونه از "حلقه ی گمشده" را نشان دادم و همچنین مابه انها نیازی نداریم,وگفتم نبود این حلقه های میانی طبیعی است صحبت از چند صد هزار و میلیون سال است به ارقام دقت کنیدنباید انتظار داشته باشیدتمام فسیل های میانی پیدا شودوالبته ممکن هم است که پیدا شونددر این زمینه میتوانیدبه دنبال واژه Transitional fossilبگردید
کریشنیست ها میخواهندبا این حرف در فسیل های ثبت شده رخنه ایجاد کنندببینید حتی اگر ما فسیل های ترنزیشنال بین دوگروه از جانداران راکه نشان از ارتباط بین انهاست را داشته باشیم باز کریشنیست ها درخواست فسیل های میانی را بین فسیل های ترنزیشنال میخواهند خوب اگر این را هم پیداکنیم کریشنیست دوباره فسیل میانی را بین جانداران جدید میخواهدبه این میگویندno win situation وضعیتی که هیچ کدام از دوطرف برنده نمیشوند.این بیشتربه سفسطه میماند!
نظریه علمی انطورکه مدنظر شماست هیچ وقت اثبات نمیشوند!یک نظریه علمی مثل فرگشت مبتنی برشواهدبسیار زیادی هستحتی اگر مسائل نامعلومی هم وجودداشته باشدنمیتواندبه ان خدشه ای واردکند, چون ما انقدر شواهد مبنی براینکه جانداران فرگشت یافته اند داریم که نبود یکی دومورد حلقه یاتغییرنکرده(دربالاتوضیح دادم)دربرابر اصل این قضیه هیچ محسوب میشود
[quote] اون از روی یک سریشواهد حدس زده که دقت میکنید حدس زده فرگشت به این صورت اتفاق افتاده[/quote]
برای این نظریه حدس زده شده به قدری مدرک موجوده که شماره نداره امابرای داستان آدم حوا همانقدر مدرک موجوده که اینکه چنگیزخان مغول جان اف کندی روکشته.بنابراین انسان میرود طرف نظریه ای که بهترین,کامل ترین ودرست ترین توضیح رابدهدنه طرف نظریه و کتابی که تنها مدرکی که دارد خودش هست به دیگر سخن شاهد روباه دم خودش
بدون شك انسان امروزی فرگشت یافته حيوان است همچون جانداران ديگرمنتها با پيچيدگي وتكامل بيشتر ميدانيدكه اكثر قريب به اتفاق dna اي كه پايه ي شكل گيري تمام خصوصيات جسمي و رواني ماست باشامپانزه ها يكسان است؟ اين مسئله هم بواسطه ي آزمون هاي علمي اثبات گرديده و هم فلاسفه با غور در ماهيت انسان بدان صحه گذاشته اند بقول نیچه:
«بشر ناموفق ترين, بيمارترين حيواني است كه به طرز بسيار خطرناكي از غريزه هاي خود منحرف شده است و با اينهمه بي گمان طرفه ترين حيوانات است! دجال صفحه42
در فرگشت و ژنتیک
· 16 سال پیش
0 نفر
roya-ru70 عزیز
[quote]اي بابانكنه اين بحث رو هم مي خوايد ربطش بديدبه برده داري و تيعيض جنسيتي[/quote]
خیر.به هیچ وجه.دوست گرام تنها برای اینکه شما حرف اخرتان را با استناد به یکی از ایات قران تمام کردید! من هم جاهایی که در مورد قران صحبت کرده بودم را براتون لینک کردم تا ببینید که نه قران و اسلام هیچ کدام از طرف قدرت الهی و خدا نیستند یعنی خدای قران و نظریه کتابهای مقدس هیچ اعتباری ندارند به همین خاطر حتی اگر بخواهید فرگشت را نپذیرید و یا انرا ربط بدهید به خدا. مجبور هستید که خدای جدیدی را معرفی و اثبات کنید.اما دلیلی وجود ندارد که به خدا (از هر نوع ان) اعتقاد داشته باشیم
[quote]يعني ما الان آخرت علميم[/quote]
خیر.بفرمائید چه ا شخاصی چنین ادعای کرده اند که ما در اخرت علم" هستیم. این ادیان هستند که برخلاف علم میگویند که ما خاتم انبیا و اخر علم هستیم! و هر قانون و قاعده و حکم و نظریه و افسانه را که در چند هزار سال پیش بازگوکرده اند انرا اخرین قانون و قاعده و حکم و نظریه و علم میدانند این تعصب را که شما میخواهید به واژگون به علم ربط بدهیددر اصل یکی از خصلتهای ذاتی و بارز دین محسوب میشود
[quote]اگه ادموحوا اولين انسانهابودن پس هابيل وقابيل باكياازدواج كردن با خواهراشون؟ كي جوابه درست اين ميدونه[/quote]
چیزی را که قبلاّ از طرف متکلمین اسلامی برای توجیه ان شنیده بودم به این صورت است که میگویند بعضی از قوانین که برای بشر از طرف الله وضع شده قوانین تکوینی (ذاتی)نیستند یعنی قوانینی نیستند که از روز اول شامل حال انسانها شده باشدمنع ازدواج با محارم هم جز یکی از ان قوانین است.البته این نمیتواند باز این مسئله را توجیه کند چون باز هم چه بخواهیم یا نخواهیم طبق این گفته , همه ی انسان ها بچه های نامشروع از ازدواج خواهر و برادر ها هستندمیخواهند با گفتن اینکه در ان زمان قانون منع ازدواج با محارم وجود نداشته است نتیجه بگیرند که اطلاق کلمه "حرام زاده "به انسانهاکه از ازدواج خواهر و برادر متولد شده اند نادرست میباشد
لب کلام روحانیون این است که: مشيت الهى اینطور حکم میکرده و بهتر است که ما در کار خدا فضولی نکنیم!!!
[quote]اميدورام منظورتون اين نباشه كه خدابراي خلقت كائنات باشماشور مشورت كرده[/quote]
خیر.قبل از خلقت کائنات "ما" یی وجود نداشته تا مشورت کند!اماگفته اید"خدا به افرینش جهان و انسان نیازی نداشته"با این مخالفم خدا بی نیاز هم انطور که میگویید نبوده خدا به افرینش ما نیازمند بوده یعنی این خدا بوده که به ما نیاز داشته نه ما .تاکید میکنم این خدا بود که به ما نیازداشت نه ما! چند سوال میپرسم,تا بیشتر روشن شود.که ایا خدا از خلقت ما و کائنات بی نیاز بوده است یا خیر؟البته با فرض اینکه خدا ای وجود داشته که ما را افریده است
1-خداوند به آفریدن ما هیچ نیازی نداشته است و ما نیز قبل از آفریده شدن هیچ بودیم و به خدا احتیاجی نداشتیم پس چرا خدا ما را آفرید در حالی که هیچ یک به دیگری نیازی نداشته ایم؟
2- آیا خدا بی هدف و بیهوده دست به این عمل زده است؟ویا اگر هدفی داشته است؟بر اساس چه نیازی این کار را انجام داده است؟و اگربر اساس نیازی این کار را انجام داده باشد پس چگونه می تواند خدایی غنی و بی نیاز مطلق باشد؟
3- آیا طبق براهین قرآنی که میل خدا به پرستیده شدن و مورد تأیید قرار گرفتن از جانب انسان و فرشتگان را بیان می کند،خود نیز بیانگر نوعی از نیاز نیست؟ایا خدا غنی و بی نیاز مطلق,نیازی به پرستش انسان ها دارد؟
در فرگشت و ژنتیک
· 16 سال پیش
0 نفر